|
يكتير و چندنشان با صنعتيسازي ساختمان |
|
07 آبان 1388 ساعت 20:15 |
به جرات ميتوان گفت امروز ديگر صنعتيسازي به مانند يكي دو سال پيش، واژه مهجور و نامانوسي كه جز عده معدودي از اهالي عمران و ساختمان، سايرين چيزي از آن ندانند نيست
علت اين مساله هم البته روشن است؛ تلاش دولت براي نهادينهسازي فرهنگ استفاده از فناوريهاي نوين و حمايت از بخش خصوصي براي توسعه كارخانههاي سازنده. طول اين دو عبارت، اگر چه به يك خط هم نميرسد اما در واقع شاه كليدي است براي گشودن قفل نياز انباشته و روزافزون تقاضاي مسكن.
ميدانيم در طول سالهايي كه از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ميگذرد، جمعيت جوان كشور نياز به داشتن سرپناه را در راس انتظارات خود از دولتمرداني قرار داده كه با راي خود انتخابشان كرده است. حال اما سنتيسازي سرعت محدود و مشخصي دارد و اين باعث ميشود از پس برآوردن نيازي كه حجم آن را 4 ، 5 ميليون تخمين ميزنند، برنيايد. گذشته از اين، سنتيسازي را در تمام فصول سال نميتوان ادامه داد و مصرف انرژي و دور ريز مصالح آن هم زياد است.به همين سبب است كه امروز اقبال دولتمردان و فردا علاقه مردم و سازندگان، به بهرهگيري از روشهاي نوين ساختماني معطوف ميشود؛ چرا كه با صنعتيسازي ميتوان با كمك يك تير، چند هدف را نشانه رفت. شايد اما مهمترين هدفي كه اين تير به خاطر آن از چله كمان رها ميشود، پس از جوابگويي به تقاضاي انباشته شده اصلاح الگوي مصرف انرژي باشد. چه، صنعتيسازي جدا از اين كه در مرحله ساخت، صرف انرژي كمتري را به سازنده تحميل ميكند، در تحويل به خريدار و بهرهبرداري نيز اتلاف انرژي كمتري را موجب خواهد شد.بتن سبك گازي يكي از مصالحي است كه ميتواند در صنعتيسازي ساختمان به صورت بلوك يا پانل استفاده شود. در استفاده آن به صورت پانل براي ديوارسازهاي و سقف ساختمان و حتي به صورت پانل نما كاربرد دارد و در ساخت پلهها نيز آن را به كار ميبرند.لازم به ذكر است بتن سبك گازي، وزني حدود 20 درصد آجر فشاري را دارد و اين خود حاكي از چرايي سبكي ساختمان ساخته شده با فناوري نوين در قياس با ساختمان ساخته شده با شيوه سنتي است. افزون بركاهش وزن اما صنعتيسازي ويژگيهاي ديگر هم دارد كه كاهش اتلاف انرژي در همه بخشها يكي از مهمترين آنهاست. براي مثال در ساخت و ساز سنتي، حجمي از مصالح مورد نياز (نظير آجر) در محل مورد نظر تخليه ميشود كه افزون بر مستهلك شدن بخشي از آن در نتيجه انتقال و تخليه، امكان تخمين درست ميزان مورد استفاده آن را هم نميدهد؛ اين در حالي است كه در صنعتيسازي بهواسطه پيش مهندسي كه قبل از اجرا صورت ميگيرد، امكان دارد مصالح را با تخميني بسيار نزديك به واقعيت تامين و به محل اجرا منتقل كنند.چنان كه ذكر آن رفت، صنعتيسازي پس از اجرا نيز كاهش مصرف انرژي را به دنبال دارد. به طوري كه اگر در يك ساختمان سنتيساز در پايتخت براي گرمايش يك واحد مسكوني 100 متري، در زمستان نياز به 2 بخاري گازي باشد، صنعتي سازي به واسطه فناوريهايي نظير LSF ،ICF ياAAC موجب ميشود براي گرمايش همان ساختمان ولو در مناطق سردسير، يك بخاري گازي آن هم نه در تمام روز و نه با نهايت توان كفايت كند. علت چنين امري البته اين است كه مصالح سنتي تا 10 برابر بيشتر از مصالح صنعتي رساناي انرژي و حرارت هستند و در عوض مصالح نوين ساختماني موجب آن ميشود ديوارهايي داشته باشيم كه تا حد امكان عايق حرارت باشند. بيترديد صنعتيسازي هر چه بيشتر شناسانده شود، بيشتر گره از مشكلات صنعت مسكن كشور گشوده ميشود و اگر برنامهها خوب پيش برود و از همه مهمتر، بانكها نيز ياري كنند، 7 تا 8 سال آينده ميتوان شاهد آن باشيم كه حدود 70درصد ساختمانسازيها با استفاده از فناوريهاي نوين و به روش صنعتيسازي صورت گيرد. |